تبليغاتX
سفرنامه های شخصی، و چندی بیش...
 
سفرنامه های شخصی، و چندی بیش...
 
 
وبلاگ شرح سفرهای شخصی در ایران، شاید هم چیزهایی بیشتر
 
تقریباْ ۱۰ روزی دیر کردم، و البته گلایه دوستان هم از این بابت به جا بوده...

این پستی است که دیر منتشر می شود:

 

آخرای ترم پیش بعد از کلی دوندگی و مصیبت تونستم بالاخره مافیای قدرت حاکم بر دانشکده رو به فکر فرو ببرم و انجمن علمی گروه خودمون رو راه اندازی کنم. یکی از بچه های گروه بقلی هم از قبل به فکر بود و یکی از دوستان گروه اینوری رو هم با تلنگری راه انداختیم و شدیم ۳ تا انجمن علمی.

تازه از دست امتحانات خلاص شده بودیم که چندتایی جلسه گذاشتیم و همه بروبچ راهی منازل به شهرستان! من موندم و حوضم...

توی تابستان تونستیم با وجود همه قلوه سنگ هایی که جلوی پامون انداختند یک کلاس تافل برگزار کنیم و منتظر باشیم تا بچه ها برگردند سر درس و کلاس و توی این مدت هم تا دلتون بخواد براشون خواب های خوش دیدیم که چه کارها می تونیم انجام بدیم برای دوستان و هم کلاسی هامون...

از طرفی در نظر داشته باشید که توی کلاس جی-آی-اس هیچی یاد نگرفتیم و همه بچه ها به شدت احتیاج دارن به این که یکی بیاد و درست و حسابی بهشون این مطلب حیاطی! رو یاد بده.

مدرسه! شروع شد و همکلاسی ها اومدند و ۲ تا از بچه ها جداگانه برای ۲ مدرس مختلف اقدام کردند که کلاس برگزار بشه. یکی با انجمن هماهنگ کرد و اونیکی مستقل عمل کرد. وقتی از اقدامش باخبر شدم باهاش صحبت کردم ببینم چیکار میخواد بکنه.

حالا مسوول سایت که معاون اداری و مالی هم هست به اونها که از طرف انجمن پیگیری میکردند گفته بود که تقریباْ هر نفر باید حدود ۱۰۰هزار تومن بابت سایت فقط به دانشکده بده، و به اونیکی گفته بود که سایت رو رایگان در اختیارش میگذاره و اگر بتونه حتی از معلم تخفیف هم میگیره!!!

زمان صحبت با دوست مستقل بهش گفتم که برای من مهم نیست کی درس میده و چی درس میده و اصلاْ توی برنامه ام نیست این موضوع حتی یاد بگیرم، چه اینجا چه هر جای دیگه! اما برام مهمه که کسی بیاد و درس بده که همه بخوان ازش یاد بگیرن و فکر هم میکنم برای ۱۵ نفر ۲ تا کلاس کمی بی معنی باشه. خودش هم پیشنهاد داد که اگر میخوای رای بگیریم. منم گفتم خودت همین کار رو بکن.

قرار شد همون روز پیش از کلاس عصر رای گیری بکنه و روی نتیجه اش اقدام کنیم. من وقتی رسیدم که کلاس شروع شده بود و هنوز خیلی ننشسته بودم که برگه ای به دستم رسید با این مظمون که کلاس جی-آی-اس هفته ای ۱ روز با فلان استاد و بهمان قیمت برگزار میشه و هرکس میخواد شرکت بکنه اسمش رو زیر این برگه بنویسه. و مشخصات معلم و کلاس اون چیزی بود که دوست مستقلمون دنبالش بود. من هم فکر کردم که احتمالاْ رای گرفته و اون چیزی که خودش دنبالش بوده رای آورده و الان هم داره ثبت نام می کنه...

آخر کلاس شد و ازش پرسیدم رای گرفتی؟
جواب داد یادم رفت!

برام خیلی عجیب بود که طی ۲ ساعت! تنها نیمی از کل ماجرا (رای گیری) رو یادش رفته باشه و بخش ثبت نامش رو از یاد نبرده باشه! واقعیت اینه که نتونستم و هنوز هم نتونستم باور کنم این جمله رو!!

و این آدم کسی هست که مثلاْ بین همه هم کلاسی هام کمی میشد روش حساب کرد، و دل خوش داشت به این که شاید به درد محیط زیست ایران بخوره!

اما کسی که به این صراحت منافع شخصی رو به مسایل عمومی ترجیح میده، و حاضر هست برای اینکه حرفش به کرسی بشینه حتی قیافه دموکراسی رو هم اجرا نکنه، و مهم تر از اون حتی حاضر نباشه مسوولیت اونچه انجام داده رو بپذیره و بزنه زیرش!!! چطور قراره محیط زیست ایران رو تغییر بده؟؟

-------------------------------

دل درد! که خونده میشه درد دل!!

راستش دیگه انگار خیلی حال و حوصله نوشتن ندارم. یا لااقل فعلاْ اینجوری شدم.

دیگه خیلی حوصله جون کندن مفت برای دیگران رو هم ندارم. نمیخوام ازم تشکر بکنند یا از خجالتم در بیان. حداقل حالم رو نگیرن کافیه!!

این ماجرا خیلی پیش از ۲۳ مهر اتفاق افتاد، اما اگر پروانه و بهنام برام کامنت نگذاشته بودند که پس چی شد، شاید اصلاْ حوصله نمیکردم بنویسمش.

فعلاْ همین. تا اگر روزی دوباره حال داشتم و البته حرفی برای گفتن، بنویسم.

 |+| نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 22:22  توسط میثم  | 
آنقدر اخبار بد محیط زیستی که روزانه به من می رسد زیاد است، که هرگاه تصمیم به نوشتن می گیرم از درون دچار هم خوردگی می شوم! اتفاقات گاه آنقدر عجیب و سریع رخ می دهند، که بهت سراسرم را فرا می گیرد!

چگونه میتوان هر ۳ دقیقه ۱ مصوبه را بحث کرد، به چالش کشید و تصویب نمود؟ تازه این در حالیست که فرض بگیریم همه مصوبات مطرح شده تصویب شده اند! در سفر استانی رییس جمهور به ساری، در ۶ ساعت نشست ۱۲۰ مصوبه تصویب شده است!

به نظر می رسد دوستانمان در دولت به این نتیجه رسیده اند که همه ایران را صاف کنند و بسازند و همه جا را مسکونی کنند! قرار است جاده لواسان از میانه پارک ملی لار به نور و بلده متصل شود! نمیدانم مسوولیت سازمان حفاظت از محیط زیست چیست؟!؟!؟ متن خبر از اعتماد ملی

مابقی را از وبلاگ محمد درویش بخوانید که يارای بازگویی ندارم!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 12:45  توسط میثم  | 

دوستی که گویا جدیداْ رییس ستاد حوادث و سوانح غیر مترقبه وزارت کشور شده، دعا کردن رو بهترین راه حل برای کاهش بلایای طبیعی دونسته!

یکی از نماینده های مجلس هم جوابش رو داده!

جداْ چی باعث میشه اینجوری تحلیل کنیم؟ همه تحلیل های خوب رو محمد درویش گفته. نیازی به گزافه نیست!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 11:58  توسط میثم  | 
300 هكتار از جنگل‌هاي بكر شمال از بنياد مستضعفان پس گرفته شد.

این خبر رو توی وبلاگ محمد درویش عزیز خوندم. از دید من مطالب این صفحه هیجان انگیز هستند!

لینک به آینده نو [pdf]

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 17:12  توسط میثم  | 
 
  بالا