|
سفرنامه های شخصی، و چندی بیش...
|
||
|
وبلاگ شرح سفرهای شخصی در ایران، شاید هم چیزهایی بیشتر |
سرکوچه. انتظار. تاکسی. بحث همیشگی. شرط بندی. حماقت. قبن. فراموشی.
گپ و شادمانی. ساعات خوش. دوستان خوب. خنده. خنده. خنده. عکس یادگاری.
یادگاری. احساس خوب. خداحافظی با همه.
حیاط. نفر آخر. گپ خصوصی. 45. حس خوب. وداع شیرین.
دییییییییییییییییییییییـ........... (د)
عصر شد و مهدی خبر داده بود که صبح میاد و مریم هم با اینکه زورش رو زده بود به این نتیجه رسید که نمیتونه شب بیاد و صبح زور میاد سمت قله. کمی هوا خراب بود و اینترنت چک کردیم دیدیم خیلی هم اوضاع خراب نیست و فقط کمی قراره بارون بزنه، آخ اگه بارون بزنه، وای اگه بارون بزنه!
با اینکه خسته بودم و خیلی دوست داشتم کمی بخوابم اما با توماج قرار گذاشتم و 7:30 تجریش بودیم. تا 8 هم خرید کردیم و سوار تاکسی و 8:30 دربند؛ و حرکت کردیم رو به بالا...
بسیار مسیر عالی و خلوت بود و دوست داشتنی. آسه آسه تا کافه امداد رفتیم و اونجا چای خوردیم دوباره رو بالا. 12 شیرپلا بودیم و در عین خستگی و بی اونکه شام خورده باشیم با پررویی تمام ادامه دادیم سمت ایستگاه سنگ سیاه! خیلی سعی کردم آروم حرکت کنم چون راستش هم خودم 1 سال و نیم بود ارتفاع نگرفته بودم، و هم توماج دفعه اولش بود. واسه همین هم ساعت 3:30 رسیدیم سنگ سیاه و توماج ماکارونی رو گذاشت رو اجاق. تا گرم بشه بساط رو پهن کردیم و شام رو زدیم و خوابیدیم. ساعت 9 بیدار شدیم و وسایل رو دوباره بار زدیم و حرکت به سمت قله. مریم هم ساعت 5 راه افتاده بود و از مسیر ایستگاه 5 اومده بود بالا. لک و لک رفتیم و ساعت 12 رسیدیم قله که دیدیم مریم و ستاره و مهدی و سحر و سجاد و سامان هم اونجا منتظرمون هستند. بعد از احوالپرسی و استراحت رفتیم سمت هتل و کمی نشستیم و چیزهایی خوردیم. حوالی 2 دیگه داشت بارون میگرفت که راه افتادیم سمت پایین و چون حسابی خسته بودیم (من و توماج) تصمیم گرفتیم با بقیه با تله کابین برگردیم و بعد از مدتها یک تله کابین سواری بی مزه هم کردیم!
بعد هم که رسیدیم پایین با تاکسی اومدیم سر ولنجک و نخود نخود! بعد از مدتها برنامه خوبی بود. از این برنامه لذت خوبی بردم و دوست دارم کمی ادامه پیدا بکنه. امیدوارم...
4 شنبه صبح ۱۷/۵/۸۶ طبق معمول هر هفته هشتگرد بودم و آنتن نداشتم. از 2 هفته پیش با علی هماهنگ کردیم که این تعطیلات سفر ناکجا آباد 1 رو تکرار کنیم و دیگه با هم تماس نداشتیم. منم خیلی برنامه ام معلوم نبود...
|
|